قهرمان من کیه

فرض کنید کودکتان یا خواهر یا برادر کوچکترتان از شما بپرسد «قهرمان من کیه؟». چه پاسخی خواهیم داشت؟ آیا از شخصیت های محبوب کارتونی برایش خواهیم گفت؟ در این صورت به این فکر کرده ایم که این شخصیت ها چه معایبی دارند و چه تفاوت های اساسی با سبک زندگی ما خواهند داشت؟ یا از شخصیت های اسطوره ای شاهنامه برایش می گوییم؟ آیا کودک این شخصیت ها را می شناسد و با آن ارتباط برقرار می کند؟ و یا از قهرمانان ملی خود همچون سردار سلیمانی می گوییم؟ چقدر این قهرمانان ملی به کودکان معرفی شده اند؟ بیاید قبول کنیم که یکی از حلقه های گمشده تربیت، قهرمان سازی است.

اهمیت قهرمان سازی

ما در مقاله ی اهمیت تربیت نوآورانه به این پرداختیم که نیاز های تربیت نسل نو تغییر کرده و نیاز به ابزار های خودش دارد. اما باید به این نکته توجه کنیم که قهرمان سازی یک اصل اساسی در تربیت است. کودک از شخصیت های محبوبش الگو می پذیرد؛ شخصیت هایی همچون پدر و مادر، برادر یا خواهر، دوستان و از همه مهم تر شخصیت های کارتونی محبوب. مورد آخر خصوصا تاثیر بیشتر بر کودکان سه تا شش سال می گذارد. زمانی که یک شخصیت کارتونی به عنوان الگوی کودک قرار گیرد، در حقیقت افکار، عقاید و سبک زندگی مدنظر طراح آن شخصیت غیر مستقیم به کودک منتقل می شود و او نیز با آغوش باز آن را می پذیرد.

بچه ها خزانه لغات پایینی دارند و ادراک شناختی شان پایین است. به همین دلیل از بیان خواسته هایشان ترس دارند. کارگردان های انیمیشن، از میل این بچه ها به تخریب، رهایی و تخلیه هیجان خبر دارند و به همین دلیل در کارتون هایشان شخصیت هایی را می سازند که شبیه آنچه بچه ها آرزو دارند خودشان رفتار کنند، زندگی کنند. در واقع بچه ها در این کارتون ها خودشان را می بینند و شاهد هستند که شخصیت محبوبشان هرچه را که آن ها در زندگی واقعی توان انجام دادنش را ندارند، تجربه می کند.

https://www.bartarinha.ir/fa/news/427335/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF

وقتی که کودک خیال پردازتان در قالب قهرمان های خیالی شمشیرش را بر می دارد و شنلش را می بندد در حقیقت قدم به قدم شخصیت آن قهرمان را در ناخودآگاه خود می کارد و با آن رشد می کند. بدیهی است که نمی توان کودک را از خیال پردازی منع کرد. این منع کردن آسیب های جدی در آینده ی کودک دارد. از طرفی دیگر نمی توان جلوی الگوبرداری آن ها را از قهرمانش گرفت. پس چه باید کرد؟ ارائه ی الگوی صحیح از جنس یک قهرمان.

قهرمان کیست؟

بگذارید قبل از صحبت کردن از ارائه ی الگوی صحیح از جنس یک قهرمان از معنای آن صحبت کنیم. اگر بخواهیم در کتاب ها دنبال معنای کلمه ی قهرمان بگردیم به زورمند، پهلوان، دلاور و… می رسیم. اما اگر تعریف قهرمان را از زبان مردم بشنویم احتمالا برای ما خواهند گفت که قهرمان شخصیتی از خودگذشته و زورمند است که دیگران را از خودش مهم تر می داند و تلاشش را می کند که مشکلات همه را حل کند. حالا این توصیف را وقتی از زبان یک کودک بشنویم قطعا مواردی همچون نیروهای فوق العاده و پرواز و مشت های قدرتمند و چشم های لیزری را هم باید به آن اضافه کنیم. اصلا بیاید این تعریف را از زبان خودشان در مصاحبه ی کبریت با بچه ها بشنویم.

بیایید به این سوال پاسخ بدهیم که آیا با این تعریف سردار سلیمانی عزیز یا دیگر شهدای این مرز و بوم و یا اصلا شخصیت های باستانی ما همچون آریو برزن را می توانیم قهرمان بخوانیم؟ خیر! مشکل اینجاست که تعریف درستی از قهرمان برای کودکان ارائه نشده.
قدم اول الگوسازی برای کودکان این است که تعریف درستی از قهرمان را برایش توصیف کنیم. باید با آنها صحبت کنیم و بگوییم که قهرمان بودن به این نیست که مشت های قدرتمند داشته باشیم یا بتوانیم تار بتنیم و روی در و دیوار ها راه برویم. باید به آنها بگوییم که قهرمان بودن یعنی پایبند بودن به ارزش های انسانی. پایبند بودن یعنی برایمان انسانیت، همنوع دوستی، کمک به دیگران، ایثار و فداکاری و اتحاد و همبستگی ارزش داشته باشد. و بگوییم که برای قهرمان بودن نیاز نیست نیروی فرابشری داشته باشیم. اما چه کسی باید این مفاهیم را به کودکان بیاموزد؟ رسانه.

این وظیفه ی رسانه است!

رسانه به عنوان مهم ترین ابزار انتقال محتوا در عصر حاضر شناخته می شود. رسانه ابزار های بسیاری از شبکه های تلویزیونی تا شبکه های اجتماعی در دسترس دارد و از این جهت می تواند با برنامه ریزی هدفمند مقصود خود را به مخاطبان انتقال دهد. اما یکی از مقاصدی که کمتر به آن توجه شده مساله ی قهرمان سازی و شناساندن مفاهیم ارزشمند به کودکان از طریق قهرمان ها است.
مدیر شبکه ی کودک در مصاحبه ای گفته: «مهم ترین مشکلی که ما در تولیدات داخلی داریم بحث قهرمان سازی برای کودکان است. و مخصوصا دختر بچه ها! اولین مشکلی که ممکن است به ذهن شما برسه وقتی به جدول پخش برنامه ها نگاه می کنید به عنوان پدر و مادر یک دختربچه این است که چرا بیشتر برنامه ها پسرانه است. دو، چرا قهرمان های بومی کمه. راه حلش چه هست؟ راه حلش این هست که ما در تولیدات داستانی کار های قهرمان محور مخصوصا برای مخاطب دختر رو بیشتر کنیم.» البته او اشاره به تولیدات موسسه اوج در این زمینه و انیمیشن هایی همچون آرمن می کند. این می تواند اولین قدم ها در مسیر قهرمان سازی و تولیدات ارزشمند و فاخر در این زمینه برای کودک و نوجوان باشد.

کلام آخر

ما گفتیم که قهرمان حلقه ی گمشده ی تربیت و مسیر الگوسازی در جامعه ی ماست. این حلقه ی گمشده اگر در دستان ما نیست، قطعا در انگشتان دیگران جا گرفته؛ انگشتانی که گاها ارزش های ما را نشانه رفته اند. رسانه های معاند با درک عمیق از ابزار های نوین تربیتی مسیر ارتباط با نهال های آینده را نزدیک تر از هر زمانی کرده اند و حالا قدم به قدم عقاید و تفکرات قهرمان های افسانه ای خود را به خورد آنها می دهند. شاید ما به این درک رسیده ایم اما هنوز قدم های محکمی در این مسیر برنداشته ایم.

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *